یکی بود یکی نبود
    زیر گنبد کبود
    یه دیوونه نشسته بود
    دنبال خونه کلاغ
    لابه لای قصه بود
    همون کلاغ بیچاره
    که هیچ وقت به خونش نرسید
    دیونه می خواست ببینه
    نرسید یاکه نخواستن برسه
    راستی کلاغ تو قصه ها
    خونه داشته اصلن 
    آشیونه یا سقفی داشته اصلن
    دوست ورفیق
    یاکه کسی رو داشته اصلن
    یاکه اونو تک وتنها
    توقصه هامی خواستن
    حضورشو
    زیر گنبد کبود می خواستن
    دیوونه قصه ما
    دنبال خونه کلاغه 
    خلاصه رسید به
    ماست ودوغه قصه
    همون نشونه
    راست ودروغ قصه
    رفت بالا،
    گفتن ماسته قصه ما راسته
    پائین اومد،
    گفتن دوغه قصه ما دروغه
    گفت این دوغه که از همون ماسته 
    پس همه قصه ها راسته
    قصه ما به سر رسید
    بازم کلاغه بیچاره به خونش نرسید 
    یا که بازم ما نخواستیم برسه؟؟؟؟؟؟

    برچسب ها:

نظرات:

          1. مونا
            ۲۴ اسفند ۱۳۹۳
            ۰۸ : ۲۰
      1.  

        سلام…
        نیم ساعتی هست بین دل نوشته هاتون پرسه میزنم.چقدر دردناک و عمیق مینویسید.چه بی تکلّف…همین الان مستند تولد پدر رو از سایت دیدم.باور کنید اشک تو چشمام جمع شد…چقدر روان و غمگین صحبت میکنید…باورم نمیشه آدمی که روی صحنه اینقدر میخنده و میخندونه حتی حرف زدن معمولیش هم پر از بغض باشه…موفق باشید آقای خاص

            1. بابک تانیش
              ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
              ۲۹ : ۱۳
        1.  
          پاسخی به نظر مونا
          سلام... نیم ساعتی هست بین دل نوشته هاتون پرسه میزنم.چقدر دردناک و عمیق مینویسید.چه بی تکلّف...همین الان مستند تولد پدر رو از سایت دیدم.باور کنید اشک تو چشمام جمع شد...چقدر روان و غمگین صحبت میکنید...باورم نمیشه آدمی که روی صحنه اینقدر میخنده و میخندونه حتی حرف زدن معمولیش هم پر از بغض باشه...موفق باشید آقای خاص

          با سلام 

          از اظهار لطف شما بسیار سپاسگذارم .خاص بودن مهم نیست خاصیت داشتن مهمه

          1. مونا
            ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
            ۰۷ : ۰۳
      1.  

        سلام…ممنون از اینکه وقت میذارین و به کامنت ها جواب میدید…آقای تانیش چرا شما رو پدر خطاب میکنند؟تو بعضی از کامنت های گروه پرشین شو که برای شما یا در مورد شما نوشتن خیلی دیدم که به شما گفتند “پدر”

            1. بابک تانیش
              ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
              ۰۶ : ۰۷
        1.  
          پاسخی به نظر مونا
          سلام...ممنون از اینکه وقت میذارین و به کامنت ها جواب میدید...آقای تانیش چرا شما رو پدر خطاب میکنند؟تو بعضی از کامنت های گروه پرشین شو که برای شما یا در مورد شما نوشتن خیلی دیدم که به شما گفتند "پدر"

          سلام
          چرااز خودشون نمی پرسین چون من واقعا دلیلش رو نمیدونم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

فرهنگی,هنری
[اطلاعات بیشنر ]
تبلیغاتی
[اطلاعات بیشنر ]
گردشگری,تفریحی
[اطلاعات بیشنر ]
هلدینگ شانتیک
[اطلاعات بیشنر ]
تانیش کمپانی
[اطلاعات بیشنر ]